بی اعتمادی به همه چی

0

خب اولش نمی‌دونم از کجا شروع کنم . پسرم 18ساله دارم میرم تو 19 سالگی و باید بگم 19تا رابطه داشتم . و 19همی یه مرد 37ساله هستش و من شدیداً دوستش دارم و عاشقشم خوب وضعیت مالی خوبی ندارم ولی گاهی خودمو سرزنش میکنم گاهی اوقات هم آرومم گاهی یه تیغ میگیرم رو دستم گاهی هم نه گاهی اوقات 5تا ژلفون میزنم گاهی اوقات هم نه راستش خسته شدم و اینکه این روزا که اصلا امیدی به آینده ندارم خوب اون مرد 37ساله آخرین باری که دیدمش بهم گفت تو آینده روشنی داری تو موفق میشی الان چند شبه حرف های اونو به یاد میارم و آروم میشم طرف مقابل من 7خطه …..نگم براتون ولی خب من دوسش دارم نمی‌دونم  چرا اصلا این حرفا رو گفتم ولی …خب همه دنیا رو عجیب میبینم و آدما رو از هم تفکیک نمیکنم بلکه همه رو سیاه میبینم و خودم حس میکنم که جلو تر از تاریکی ام

عرفان امانی وضعیت را به منتشر شده تغییر داد 18 بهمن 1402
0

سلام وقت بخیر متوجه نشدم شما پسر هستید یا ؟ کمی واضح تر بنویسید تا پاسخگو باشم

0

سلام دوست عزیزاینکه میگید همه رو سیاه میبینید خودتونو جلو تر به نظرتون بخاطر چیه؟از کجا این حس میاد چیشد که در شما شکل گرفت ؟اگر تلاشی کنی در جهت موفقیتت بازهم این حس سیاهی رو تحربه میکنی؟یا داری با دیدن چند نفر به قول خودتون سیاه تعمیم میدی که همه بدن و اسیب میرسونن؟

0

سلام ، توضیحاتتون مبهم بود و نیاز هست در موردش گفتگو کنیم

0

سلام عزیزم ، حال بدت رو درک میکنم و نیاز به توضیحات دقیقتر و شرح حال کاملتری دارم تا نظر درستی بدم اما با توجه به توضیحات خودت واقعا حال بدتو درک میکنم اما شما مطمئنی واقعا مایل به جدایی نبود و شمارو بازی نمیداد؟ و حس نمیکنی الانم که برگشته بیشتر شاید دنبال سرگرمی باشه و دوباره خیلی راحت یک جایی شما رو کنار بذاره و اینبار به شدت آسیب ببینی؟
با توجه به سنت و صحبتهایی که کردی حس میکنم دختر بسیار حساس و آسیب پذیری هستی که باید حتما باهام تماس بگیری تا کمکت کنم

برای دیدن نوشته هایی که دنبال آن هستید تایپ کنید.