بی اعتمادی به همه چی

0

خب اولش نمی‌دونم از کجا شروع کنم . پسرم 18ساله دارم میرم تو 19 سالگی و باید بگم 19تا رابطه داشتم . و 19همی یه مرد 37ساله هستش و من شدیداً دوستش دارم و عاشقشم خوب وضعیت مالی خوبی ندارم ولی گاهی خودمو سرزنش میکنم گاهی اوقات هم آرومم گاهی یه تیغ میگیرم رو دستم گاهی هم نه گاهی اوقات 5تا ژلفون میزنم گاهی اوقات هم نه راستش خسته شدم و اینکه این روزا که اصلا امیدی به آینده ندارم خوب اون مرد 37ساله آخرین باری که دیدمش بهم گفت تو آینده روشنی داری تو موفق میشی الان چند شبه حرف های اونو به یاد میارم و آروم میشم طرف مقابل من 7خطه …..نگم براتون ولی خب من دوسش دارم نمی‌دونم  چرا اصلا این حرفا رو گفتم ولی …خب همه دنیا رو عجیب میبینم و آدما رو از هم تفکیک نمیکنم بلکه همه رو سیاه میبینم و خودم حس میکنم که جلو تر از تاریکی ام

عرفان امانی وضعیت را به منتشر شده تغییر داد 18 بهمن 1402
برای دیدن نوشته هایی که دنبال آن هستید تایپ کنید.